بی رگ

واژه بی‌ رگ در زبان فارسی به شکلی کنایه‌آمیز و تحقیرآمیز به کسی گفته می‌شود که فاقد غیرت، تعصب، شجاعت یا حس مسئولیت‌پذیری است. این اصطلاح معمولاً بار معنایی منفی دارد و برای توصیف فردی به کار می‌رود که در مقابل مشکلات، بی‌تفاوت، سست‌اراده و بدون واکنش جدی است. به بیان ساده‌تر، بی‌ رگ کسی است که در دفاع از حق، ناموس، ارزش‌ها یا اصول خود کوتاه می‌آید و از انجام کارهای شجاعانه یا مسئولانه خودداری می‌کند.

در فرهنگ فارسی، رگ به معنای رگ‌های بدن است که به صورت استعاری نشان‌دهنده خون‌گرمی، احساس مسئولیت، غیرت و شجاعت می‌باشد. وقتی گفته می‌شود کسی بی‌ رگ است، یعنی انگار هیچ رگ غیرت و شجاعتی در وجودش جریان ندارد و به همین دلیل نسبت به مسائل مهم بی‌تفاوت یا بی‌تفاوت‌نما است. این کلمه در مکالمات روزمره، ادبیات و حتی نقدهای اجتماعی استفاده می‌شود و اغلب به منظور انتقاد یا سرزنش به کار می‌رود.

مترادف‌ها

بی‌اراده، بی‌مقصد

متضادها

رگ‌دار

لغت نامه دهخدا

بی رگ. [ رَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی +رگ ) که رگ ندارد. بی رگ و پوست. بی جان:
بدو گفت گردوی کای پیر گرگ
تو نشنیدی آن داستان بزرگ
اگرچه برادر بود دوست به
چو دشمن بود بی رگ و پوست به.فردوسی.|| کنایه از بیدل و بی غیرت. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). مرد بی غیرت و بی حمیت و بی عصبیت چه عصب در لفظ عرب بمعنی رگ و پی است که قوت حرکت بدن بدان است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). و رجوع به رگ شود. || کنایه از کاهل در کار.تنبل. بی پشت کار. ( یادداشت مؤلف ).، بیرگ. ( اِخ ) رشته کوه جنوب شرقی ایران در بلوچستان در شمال شرقی ایرانشهر. امتدادش از شمال غربی تا جنوب شرقی است و ارتفاعش به 2740 متر میرسد. ( دایرة المعارف فارسی ).

فرهنگ معین

(رَ ) (ص مر. ) بی غیرت.

فرهنگ عمید

بی غیرت، کسی که غیرت و تعصب نداشته باشد.

فرهنگ فارسی

کنایه ازبی غیرت، کسی که غیرت وتعصب نداشته باشد
( صفت ) کسی که غیرت و تعصب نداشته باشد بیغیرت بی عرق.
رشته کوه جنوب شرقی ایران در بلوچستان در شمال شرقی ایرانشهر امتدادش از شمال غربی تا جنوب شرقی است ٠

ویکی واژه

بی غیرت.

جمله سازی با بی رگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با کمال بی رگی، چندین رگ گردن نگر! با دو صد عالم سبک مغزی، بیا لنگر ببین!!

💡 خون فاسد در بدن آهن ربای نشترست نیش مردم برنمی تابی رگ گردن مشو

💡 بهتر ز خون بی رگ ما خاک خفتگان درد فنا ز کوثر هستی زلال تر

💡 شو ی از دانش و شرف مفلس قسی‌القلب و بی رگ و بی‌حس

💡 بی رگ سودا دماغی نیست در ملک وجود با جهان عام است چون لطف خدا دیوانگی

💡 او در برابر مشکلات و ناملایمات زندگی چنان بی رگ و بی‌احساس رفتار می‌کرد که اطرافیانش او را مردی بسیار سرد و بدون عاطفه می‌پنداشتند.

💡 برخی منتقدان معتقدند که نویسنده در این اثر، شخصیتی بی رگ و فاقد عاطفه را خلق کرده است که باعث عدم ارتباط با مخاطبان می‌شود.

💡 او با رفتاری بی رگ و فاقد اراده، نتوانست در برابر فشارهای شدید مدیر خود ایستادگی کند و در نهایت مجبور به استعفا شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران