بنکدار. [ ب ُ ن َ ]( نف مرکب ) کسی که مأکولات از قبیل پنیر و کشک و روغن و برنج و حبوبات و جز آنها را جهت فروش ذخیره کرده احتکار می نماید. ( از ناظم الاطباء ). کسی که مأکولات از قبیل پنیر و کشک و روغن و برنج و حبوب و جز آنها را جهت فروش ذخیره کند. ( فرهنگ فارسی معین ). || کسی که بنشن فروشد. ( فرهنگ فارسی معین ). بنشن فروش. || عمده فروش. ( یادداشت بخط مؤلف ).
(بُ نَ ) (ص فا. ) عمده فروش، کسی که جنس را به طور عمده می فروشد.
کسی که مواد غذایی به ویژه برنج و روغن را به صورت عمده و زیاد می فروشد، عمده فروش
( اسم ) ۱ - کسی که بنشن فروشد. ۲ - کسی که ماکولات از قبیل پنیر و کشک و روغن و برنج و حبوب و جز آنها جهت فروش ذخیره کند.
عمده فروش، کسی که جنس را به طور عمده میفروشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اهمیت ندارد صنف بازار ز بزاز و ز عطار و بنکدار
💡 اهمیت ندارد صنف بازار ز خراز و ز رزاز و بنکدار
💡 احمدآباد بنکدار، روستایی از توابع بخش پائین جام شهرستان تربت جام در استان خراسان رضوی ایران است.
💡 به گفته خودش از سال ۱۳۴۰ کار مطبوعاتی اش را از فروش مطبوعات آغاز کرد. وی قبل از رفتن مدرسه از ساعت پنج صبح فروش مطبوعات را آغاز میکرد و سپس به مدرسه میرفت. برای مدتی کلید یکی از بنکدارها (عمده فروشیها) را در اختیار گرفته بود و فروشهای عمده و حسابرسی آن را انجام میداد؛ و پس از مدتی نیز حسابداری یک برنج فروشی را بر عهده گرفت.