بلغمی

لغت نامه دهخدا

بلغمی. [ ب َ غ َ ] ( ص نسبی ) منسوب به بلغم. رجوع به بلغم و بلغمیة شود. || ( اِ ) کسی که فربه و پفالو است. ( فرهنگ فارسی معین ). || در اصطلاح پزشکی، ترشحات غلیظ از نوع بلغم. ( فرهنگ فارسی معین ).
- بلغمی مزاج؛ که مزاجی بلغمی دارد. که دیر متأثر شوداز چیزها. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ عمید

۱. مربوط به بلغم.
۲. خونسرد، بلغمی مزاج.

فرهنگ فارسی

فربه وپفالو، بی درد، خونسرد
( صفت ) منسوب به بلغم ۱- کسی که فربه و پفالو است. ۲- ترشحات غلیظ از نوع بلغم.

جمله سازی با بلغمی

💡 سوء مزاج دو گونه است: ساده و مادی. روی هم رفته ۱۲ نوع سوء مزاج وجود دارد: ۱.گرم ساده ۲.گرم خشک بدون ماده ۳.گرم و تر ۴.گرم مادی صفراوی ۵.گرم و تر با ماده بلغمی بدون ماده ۶.سرد ساده ۷.سرد خشک ساده ۸.سرد و تر ساده ۹.سرد خشک مادی سوداوی ۱۰.سرد تر با مادی بلغمی لزج ۱۱.مرطوب ساده ۱۲.خشک ساده.

💡 و این فرو افتادن کام بوَد به آخر دهان چون نیک بنگری یک پاره گوشتِ بینی آویخته از کام … وگر این آماس بلغمی کند نشان وی آن بوذ که این کام دراز گردد علاج وی نشاذر بوذ و … و از همه بهتر آن بوذ که ببرندش به آلتی که آنرا داسکالَه [داس کوچک] خوانند و نگاه دارند تا خون بسیار نرود چه بیم خناق بوذ.

💡 قدر فرات را تشنه مستسقی میداند، نه سیراب بلغمی. در مذاق قبطیان خون بود نیل. انما یریدالله لیعذ بهم ولکن لایشغرون. اسب و استر برای شما در عزم عیادت احباب قحط است و دیگران را جنایت از مواکب میباشد و حال آن که ابلق چرخ گردون را قابل رکوب شما نمیتوان گفت والا از قول ثنائی حجازی میگفتم:

💡 هست آیینه دل و تو صورتی تو بمثل بلغمی با قوتی

پتک یعنی چه؟
پتک یعنی چه؟
گرد و خاک یعنی چه؟
گرد و خاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز