فرهنگ معین
(بُ ) [ ع. ] ( اِ. ) ۱ - کابین، مهر. ۲ - جماع. ۳ - طلاق.
(بُ ) [ ع. ] ( اِ. ) ۱ - کابین، مهر. ۲ - جماع. ۳ - طلاق.
کابین، مهر.
جما
طلا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چند اینهمه چونسیماب در بوتۀ غم میتاب کانسقی شجر در آب و ابضغ حجر دارد