لغت نامه دهخدا
برچسب زدن. [ ب َ چ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) چسباندن و ملصق ساختن برچسب و اتیکت روی شیشه مشروب و دوا و جز آن.
برچسب زدن. [ ب َ چ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) چسباندن و ملصق ساختن برچسب و اتیکت روی شیشه مشروب و دوا و جز آن.
چسباندن و ملصق ساختن برچسب و اتیکت روی شیشه مشروب و دوا و جز آن.
{label} [عمومی] نصب باریکه ای از کاغذ یا مقوا یا فلز بر چیزی که بر روی آن اطلاعات یا دستورالعمل مرتبط با آن چیز نوشته می شود
نصب باریکهای از کاغذ یا مقوا یا فلز بر چیزی که بر روی آن اطلاعات یا دستورالعمل مرتبط با آن چیز نوشته میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مصاحبه انگیزشی یکی از درمانهای قماربازی پاتولوژیک است. هدف اصلی مصاحبهکننده انگیزه ارتقاء آمادگی برای تغییر از طریق تفکر و حل احساسات مختلط است. در این روش از مصاحبه تهاجمی، استدلال، برچسب زدن، سرزنش و ترغیب مستقیم فرد خودداری میشود و همدلی ارائه میشود. تمرکز بر ارتقاء آزادی انتخاب و ترغیب اعتماد به نفس در توانایی تغییر است.
💡 با ویژگیهای جدید مانند امکان ارائه پیشنهاد در هنگام ارسال یک یادآوری به کاربر، مجدداً طراحی و ساخته شده و از سطح زمین مجدداً بازسازی شده و امکان برچسب زدن مخاطبین به گونه ای است که میتوان در مکانهای دیگر مانند پیامها به عنوان یادآوری مراجعه کرد.
💡 پس از انقلاب ۵۷ و انتخابات ریاستجمهوری ایران در سالهای مختلف، واژگان، ترکیبها و جملات ویژهای وارد ادبیات سیاسی و اجتماعی جامعه ایران شد. بگمبگم، ساندیسخور، جلبک، خس و خاشاک، تَکرار میکنم و… از جمله این اصطلاحات است. این اصطلاحات گاهی برگرفته از جملات سیاستمداران و گاهی ساخته هواداران یکی از گروههای سیاسی برای برچسب زدن به رقیب یا طرفداری از یک سیاستمدار دیگر بود.