برغمان

لغت نامه دهخدا

برغمان. [ ب َ غ َ ] ( اِ ) شاه مار. ( یادداشت مؤلف ). مار بزرگ و اژدها. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). مار نر و بزرگ و آنرا اژدرها و اژدها نیز گویند و بتازیش تنین و ثعبان خوانند. ( شرفنامه منیری ). بوآ:
بهار خرمی بنگر عیان بر درگه دارا
ز رویین برغمانش برق و از روئینه تن تندر.( از انجمن آرا ).

فرهنگ معین

(بَ غَ ) ( اِ. ) مار بزرگ، اژدها.

فرهنگ عمید

مار بزرگ، اژدها.

ویکی واژه

مار بزرگ، اژدها.

جمله سازی با برغمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مال دنیا انگبین و اهل آن جمله زنبورند نی بل برغمان

💡 نیام تیغ تو آن برغمان تیره دلست که‌گاه‌کینه‌وری دوزخ از دهان افکند

💡 بلارک تو اگر نیست خیره‌سر بهمن گذر ز بهر چه در کام برغمان افکند

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز