بر در نشسته
مترادفها
دم در نشسته، در آستانه نشسته
فرهنگ معین
(بَ. دَ. نِ شَ تِ )(ص. ) محتاج، نیازمند.
ویکی واژه
محتاج، نیازمند.
جمله سازی با بر در نشسته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چون بدید آن شاه ما بر در نشسته بندگان وان در از شکلی که نومیدی دهد مشتاق را
💡 راز درون آینه بر در نشسته است باید چو حلقه کرد ز بیرونش انتخاب
💡 بر در نشسته دید مرا پرده بر فگند بر ره فتاده یافت مرا خوار برگرفت
💡 ولی فصیحی بر در نشسته منتظرست که کی دهندش در حضرت تو رخصت بار
💡 تا رفته ام ز بزم تو بر در نشسته ام بیتاب شوق بر در صلح اینچنین زند
💡 بر در نشسته بودم،در انتظار رویش فیض جمال جانان از بام و در درآمد
💡 پیرمردی سالخورده و تنها، در حالی که بر در نشسته بود، با نگاهی غمگین به گذر زمان و گذشتن سالهای طولانی عمر خود در تنهایی فکر میکرد.
💡 در آن داستانهای قدیمی و افسانهای، دختری زیبا بر در نشسته و با اشتیاق منتظر بازگشت محبوب خود از سفرهای دور و دراز در میان گلها بود.
💡 در آن شب بسیار سرد و برفی، گربه کوچکی که بر در نشسته بود، با چشمانی درخشان و لرزان به دنبال سرپناهی گرم برای خود میگشت.