بدقیافه

فرهنگ عمید

۱. بدشکل.
۲. بدهیکل، بداندام.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه دارای قیافه ای زشت باشد بد صورت بد گل کریه المنظر.

جمله سازی با بدقیافه

💡 کنون آن زنگیان بدقیافه که در مکرند از شیطان اضافه

💡 صبا، آن بی‌شعور بدقیافه نماید... جمهوری کلافه