لغت نامه دهخدا
بامحبت. [ م َح َب ْ ب َ ] ( ص مرکب ) ( از با+ محبت ) که محبت دارد. آنکه با محبت است، دوستدار. محب. و رجوع به محب شود.
بامحبت. [ م َح َب ْ ب َ ] ( ص مرکب ) ( از با+ محبت ) که محبت دارد. آنکه با محبت است، دوستدار. محب. و رجوع به محب شود.
که محبت دارد دوستدار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسن خلق یعنی گشادهرویی و چهره شاد و زبان نرم و برخورد خوش و با تبسم و ابراز کلمات بامحبت است وسوءخلق عکس آن است. حسن خلق موجب جلب محبت آرامش روح و رشد در تمامی زمینهها میگردد و سوءهاضمه عکس آن را موجب میشود.