باسمه ای

لغت نامه دهخدا

باسمه ای. [ م َ / م ِ ] ( ص نسبی ) چاپی. مطبوع. مقابل قلمی. و رجوع به باسمه شود. || به مجاز، کاذب. بدروغ. بدل. مجعول. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(مِ ) [ تر - فا. ] (ص. ) ۱ - چاپی. ۲ - کنایه از: ساختگی، قلابی.

فرهنگ عمید

۱. چاپی: تصویر باسمه ای.
۲. [مجاز] آنچه ظاهرش خوب و فریبا اما بی اصل و بی بنیاد باشد، ساختگی، قلابی.

ویکی واژه

چاپی.
کنایه از: ساختگی، قلابی.

جمله سازی با باسمه ای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 احمدرضا احمدی هم در نوشته «حقیقت تلخ است» برای ویژه نامه کتاب «نوشتن با دوربین»، درین باره می‌نویسد: «صادق هدایت که تحت تأثیر ناسیونالیسم ساختگی و باسمه ای دورهٔ رضاشاه قرار گرفته بود. هدایت با تمام هوشی که داشت گمان برده بود که عقب ماندگی‌های ملت ایران ناشی از حملهٔ اعراب به ایران است. اخوان ثالث هم تا زنده بود در این اشتباه بود.»

نیلی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز