فرهنگ معین
(یِ ) (اِمر. ) زادراه، توشه برای مسافرت.
(یِ ) (اِمر. ) زادراه، توشه برای مسافرت.
۱. متاع و کالا که برای تجارت حمل شود.
۲. مایۀ درست و قیمتی.
۳. سرمایۀ واقعی.
زادراه، توشه برای مسافرت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بارنامهٔ بینیازی برگشایی تا به کی آتش اندر بارمایهٔ کعبه و زمزم زنی
💡 بارمایه گُزین که درگذرد این همه بارنامه روزی چند