لغت نامه دهخدا
بابابزرگ. [ ب ُ زُ ] ( اِ مرکب ) نیا. پدر بزرگ.
بابابزرگ. [ ب ُ زُ ] ( اِ مرکب ) نیا. پدر بزرگ.
(بُ زُ ) (اِمر. ) پدربزرگ، نیا.
( اسم ) ( صفت اسم ) پدر بزرگ نیا.
پدربزرگ، نیا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از واژههای دیگری که با «جد» یا «نیا» هممعنی باشند میتوان به «پدربزرگ»، «بابابزرگ»، «پدرکلان»، «پدرمهین» یا «نیاک» اشاره کرد. شکل جمع جد، اجداد و شکل جمع نیا، نیاکان است. جد یا اجداد از ریشهٔ عربی، و نیا یا نیاکان از ریشهٔ فارسی هستند. واژهٔ نیا در اشعار شاعرانی چون فردوسی، ناصرخسرو، سوزنی، خاقانی و نظامی بارها آمدهاست.