ایمایش
مترادفها
اشاره، ایما، نشان
فرهنگستان زبان و ادب
{mime , pantomime, dumb show} [هنرهای نمایشی] نوعی نمایش بدون کلام شامل قطعات نمایشی کوتاه هجوآمیز و عملیات آکروباتی و رقص که در روم باستان اجرا می شد متـ. نمایش ایمایی
ویکی واژه
نوعی نمایش بدون کلام شامل قطعات نمایشی کوتاه هجوآمیز و عملیات آکروباتی و رقص که در روم باستان اجرا میشد
جمله سازی با ایمایش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آخر از مینا به جاه و پایه افزون نیستی بنده ساقی شو و گردن ز ایمایش مپیچ
💡 گر بایمائی ز ابرو جان شیرین خواهد از من بی تامل جان کنم ایثار و ایمایش ببوسم