ایماء

لغت نامه دهخدا

ایماء. ( ع مص ) ( از «وم ء» ) اشاره کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( فرهنگ فارسی معین ) ( تاج المصادر بیهقی ). || ( اِمص ) اشاره. کنایه. رمز:
صد چو ماهست آن عجب دُرّیتیم
که بیک ایماء او شد مه دونیم.مولوی.|| در تصوف، تعریض خطاب بی اشارت و عبارت. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ایما شود.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ایماء، کنایه با وسائط کم، و ارتباط روشن بین لازم و ملزوم را گویند.
«ایماء» در لغت به معنای اشاره، و در اصطلاح، کنایه ای است با وسائط اندک و روشنی ارتباط (تلازم بین لازم و ملزوم) که بی هیچ تعریضی مستقیما بر معنای مقصود دلالت می کند؛ گویا به سوی آن معنا اشاره می شود؛
← ایماء در قرآن
۱. ↑ یونس/سوره۱۰، آیه۷۱.
...

جمله سازی با ایماء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صد چو ماهست آن عجب در یتیم که به یک ایماء او شد مه دو نیم

💡 و مخفی نماند که غیبت کردن منحصر به زبان نیست، بلکه هر نوعی که نقصی از غیر را بفهماند غیبت است، خواه به قول باشد، یا فعل، یا اشاره، یا ایماء، یا رمز، یا نوشتن.

💡 و آن عبارت است از بیان کردن گفتار مردم یا کردار ایشان یا اوصاف ایشان یا خلقت ایشان، به قول یا فعل یا به ایماء و اشاره یا به کنایه، بر وجهی که سبب خنده دیگران گردد.

بلور یعنی چه؟
بلور یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز