لغت نامه دهخدا
ایعاد. ( ع مص ) ( از «وع د» ) وعده دادن. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || ترسانیدن ببدی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). بیم کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). ترسیدن و ترسانیدن. ( آنندراج ).
ایعاد. ( ع مص ) ( از «وع د» ) وعده دادن. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || ترسانیدن ببدی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). بیم کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). ترسیدن و ترسانیدن. ( آنندراج ).
[ ع. ] (مص م. ) بیم دادن، ترساندن.
(مصدر ) بیم دادن سهم دادن ترساندن.
بیم دادن، ترساندن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و انّی و ان اوعدته او وعدته لمخلف ایعادی و منجر موعدی
💡 او رفت و سینهها شده بیمار لایعاد او خفت و فتنهها دشه بیدار لاینام
💡 ایا اجود من جاد و یا اجید الاجیاد لک الوعد و الایعاد بالاذیاء و الابعاد
💡 قال النبی صلّی اللَّه علیه و آله و سلم «ان للشیطان لمّة بابن آدم، و للملک لمّة، فامّا لمّة الشیطان فایعاد بالشر و تکذیب بالحق، و اما لمّة الملک فایعاد بالخیر و تصدیق بالحق، فمن وجد ذلک فلیعلم انّه من اللَّه و لیحمد اللَّه، و من وجد الأخری فلیتعوذ باللّه من الشیطان» ثم قرء الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ الایة...
💡 ریخت بکامش ز قهر شربت سوزنده زهر که تلخ شد کام دهر و جلوه لایعاد