ایجاع
مترادفها
بازگرداندن، بخشش
متضادها
گرفتن، پس گرفتن، امتناع
لغت نامه دهخدا
ایجاع. ( ع مص ) ( از «وج ع » ) دردناک ساختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بدرد آوردن. ( تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ معین
[ ع. ] (مص م. ) به درد آوردن، دردمند کردن.
ویکی واژه
به درد آوردن، دردمند کردن.
جمله سازی با ایجاع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یَوْمَ یَغْشاهُمُ الْعَذابُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ، ای من کلّ الجهات لانه محیط بهم، وَ یَقُولُ ذُوقُوا و بال ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ فی الدنیا من معاصی اللَّه و ذلک زیادة فی العقوبة و الایجاع. و قرأ نافع و اهل الکوفة وَ یَقُولُ بالیاء یعنی یقول لهم الموکل بعذابهم ذُوقُوا. و قرأ الباقون بالنّون لانه لما کان بامره نسب الیه.
💡 در متون حقوقی قدیمی، ایجاع اموال به خیریه از جمله روشهای رایج برای تأمین امنیت مالی و معنوی در دورانهای گذشته بوده است.
💡 قرارداد مذکور بر اساس ایجاع مالکیت از سوی پدر به فرزند تنظیم شده بود که نیاز به بررسی دقیق تمامی اسناد و مدارک داشت.
💡 آن مقام عالیرتبه با ایجاع اختیارات گسترده به معاون خود، سعی کرد روند رسیدگی به پروندههای اداری را با سرعت بیشتری پیش ببرد.