اکتئاب

لغت نامه دهخدا

اکتئاب. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) اکتآب. اندوهگین شدن. ( المصادر زوزنی ) ( از یادداشت مؤلف ) ( ناظم الاطباء )( از اقرب الموارد ). || حزن. بدحال شدن ازاندوه. ( یادداشت مؤلف ) ( ناظم الاطباء ):
مالشت بدهم به زجر و اکتئاب
تا نتابی سر تو دیگر ز آفتاب.مولوی.|| اندوهگین ساختن. ( از اقرب الموارد ). || ( اِمص ) اندوهگینی. || دردمندی. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) اندوهگین شدن، بدحال گشتن از اندوه. ۲ - دردمند شدن. ۳ - (اِمص. ) اندوهگینی. ۴ - دردمندی.

ویکی واژه

اندوهگین شدن، بدحال گشتن از اندوه.
دردمند شدن.
اندوهگینی.
دردمندی.

جمله سازی با اکتئاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرکه یار او ببالد چون نهال از انبساط هرکه خصم او بنالد چون رباب از اکتئاب

💡 ایّها الباب لم علاک اکتئاب‌ این ذاک الحجاب و الحجّاب‌

ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز