فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) گروه سالار، حکومتی که اختیار آن در دست چند خانوادة مقتدر باشد، حکومت اقلیت بر اکثریت بدون نظارت اکثریت.
[ فر. ] (اِ. ) گروه سالار، حکومتی که اختیار آن در دست چند خانوادة مقتدر باشد، حکومت اقلیت بر اکثریت بدون نظارت اکثریت.
حکومتی که فقط به وسیلۀ چند تن اداره شود و تمام قدرت را در دست داشته باشند.
حکومتی که اختیار آن دردست چندخانواده مقتدرباشد، رژیم حکومت که فقط بوسیله چندتن اداره شود
گروه سالار، حکومتی که اختیار آن در دست چند خانوادة مقتدر باشد، حکومت اقلیت بر اکثریت بدون نظارت اکثریت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنگامی که جنگ آغاز شد در کشورهای گوناگون یونان گسترده جروبحث بین حزبهای دموکرات و اولیگارشی آغاز شد و نمایندهای این دو حزب، به ترتیب گرایش هر حزب به کشور مربوط، به اسپارتا و آتن رفتند و از آن کشورها خواستند تا با اعزام نیرو، رقیب را شکست دهند.