انتقالپذیر
مترادفها
قابل انتقال، قابل جابهجایی
متضادها
غیرقابل انتقال، ثابت
فرهنگستان زبان و ادب
{portable} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] ویژگی نرم افزاری که به راحتی قابل جابه جایی از روی یک سخت افزار به سخت افزار دیگر است
ویکی واژه
ویژگی نرمافزاری که بهراحتی قابل جابهجایی از روی یک سختافزار به سختافزار دیگر است.
جمله سازی با انتقالپذیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نظام انتخاباتی رأی انتقالپذیر، روش مناسبی برای جلوگیری از بهوجود آمدن آرای بی اثر در انتخابات است.
💡 در دنیای مدرن اقتصاد، داراییهای دیجیتال مانند ارزهای رمزنگاریشده، ماهیتی بسیار متفاوت نسبت به اموال فیزیکی و غیرقابل انتقال در گذشته دارند و بسیار انتقالپذیر هستند.
💡 حقوق مالکیت بر برخی از اموال غیرمنقول، برخلاف اموال منقول، به هیچ وجه انتقالپذیر نیست و تنها میتواند از طریق وراثت به نسلهای بعدی منتقل شود.
💡 این امتیاز ویژه که به کاربران داده شده است، کاملاً انتقالپذیر بوده و آنها میتوانند در هر زمان که بخواهند، آن را به اشخاص دیگر واگذار کنند.