امکنه

لغت نامه دهخدا

( امکنة ) امکنة. [ اَ ک ِن َ ] ( ع اِ ) ج ِ مکان. ( منتهی الارب ). جاها و عمارتهاو مکانها. ( آنندراج ). امکنه. و رجوع به مکان شود.

فرهنگ معین

(اَ کِ نِ ) [ ع. امکنة ] (اِ. ) جِ مکان، جای ها، مکان ها.

فرهنگ عمید

= مکان

فرهنگ فارسی

جاها، جمع مکان
( اسم ) جمع: مکان جاها جایها مکانها.
جمع مکان

ویکی واژه

امکنة
جِ مکان؛ جای‌ها، مکان‌ها.

جمله سازی با امکنه

💡 وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ یقال وسع فلان الشّی‌ء یسعه سعة اذا احتمله و اطاقه و امکنه القیام به. و یقال لا یسعک هذا ای لا تطیقه و لا تحتمله.

💡 « نامه مورخه 18/11/1344 آن جناب را زیارت نموده از لطف و توجه شما تشکر حاصل است. کتاب فقه اللغه در موضوع اسامی امکنه به نشانی صندوق پستی آن جناب ارسال خواهد شد...

💡 در تصنع ابر را بین کز بخارات زمین آورد سیماب و زو سیمین نماید امکنه

💡 وَ هُمْ یَجْمَحُونَ یسرعون. من قولهم. فرس جموح یرکب رأسه، و معنی الآیة: ان المنافقین لو امکنهم الفرار من بین المسلمین بایّ وجه کان کفروا و لم یقیموا بینهم.

💡 مع الوصف آنچه مرقوم فرمودید مورد قبول است و چون سه کتاب مجلدات اول و دوم تاریخ اراک و فقه اللغه اسامی امکنه و در مطلع آن کرجنامه از جهت قطع و تحقیق مطالب فوق العاده به هم نزدیک می‌باشد درست هم این است که در یک جلد طبع شود.

دبیرستان یعنی چه؟
دبیرستان یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز