لغت نامه دهخدا
التحاق. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) دررسیدن به کسی یا چیزی و چسبیدن بدان. ( اقرب الموارد ).
التحاق. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) دررسیدن به کسی یا چیزی و چسبیدن بدان. ( اقرب الموارد ).
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص ل. ) در رسیدن، پیوستن.
ملحق شدن، به کسی پیوستن.
ملحق شدن، به کسی پیوستن
( مصدر ) در رسیدن ملحق شدن.
در رسیدن، پیوستن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو همانا مصدری وان روزنامه صادر است هم ازین رو با تو دارد التحاق ای آفتاب