اعتلاء

لغت نامه دهخدا

اعتلاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص )بلند شدن. ( منتهی الارب ) ( از منتخب از غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). علو. ( المصادر زوزنی ). || بلند برآمدن روز. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء )( منتهی الارب ). || بر بلندی برکردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بر بلندی برآمدن. ( ناظم الاطباء ).بر زَوَر چیزی شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). بر زبر چیزی شدن. || قهر کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). به طاقت آوردن و چیره گردیدن. ( از اقرب الموارد ). غالب شدن. ( یادداشت مؤلف ). اِستِعلا در تمام معانی. ( از اقرب الموارد ). تعالی. ( از اقرب الموارد ). || ( اصطلاح نجوم ) بالا بودن فلک کوکبی است از آفتاب و کواکب صاحب اعتلا را علویین گویند و آن زحل و مشتری و مریخ است. ( یادداشت بخط مؤلف ). || ( اِمص ) بلندی. ارتفاع. رفعت. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- اعتلاء لواء دین؛ بالا بردن درفش دین. کنایه ازعظمت و قدرت دین.

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) برتری یافتن. ۲ - بلند شدن. ۳ - (اِمص. ) بلندی، برتری.

ویکی واژه

برتری یافتن.
بلند شدن.
بلندی، برت

جمله سازی با اعتلاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سفله ی روزگار را، داده سپهر اعتلاء سخره ی هردیار را، کرده جهان مسخری

💡 هیهات این استقال مصرکم و این این اعتلاء بغداد

💡 میرزا احمدخان اعتلاءالسلطنه (۱۲۵۴خ - نامعلوم) دولتمرد دوران قاجار بود.

التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز