لغت نامه دهخدا
اسکندان. [ اَ / اِ ک َ ] ( اِ ) کلیدان است که محل بستن و گشادن درِ باغ و خانه و طویله و امثال آن باشد، و بعربی مِغْلَق خوانند. ( برهان ) ( مؤیدالفضلاء ). جای کلید است که کلیددان و کلیدان هم گویند. ( شعوری ).
اسکندان. [ اَ / اِ ک َ ] ( اِ ) کلیدان است که محل بستن و گشادن درِ باغ و خانه و طویله و امثال آن باشد، و بعربی مِغْلَق خوانند. ( برهان ) ( مؤیدالفضلاء ). جای کلید است که کلیددان و کلیدان هم گویند. ( شعوری ).
(اِ کَ )(اِ. ) ۱ - قفل. ۲ - کلیددان. ۳ - قفل و کلید.
۱. قفل و کلید.
۲. کلیددان.
قفل، قفل وکلید، کلیدان، کلیددان
کلیدان است محل بستن و گشادن در باغ و خانه و طویله و امثال آنها باشد.
اِسکَندان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان سهند بخش مرکزی شهرستان اسکو واقع شده است. این روستا ۸۳۸ نفر جمعیت دارد.
قفل.
کلیددان.
قفل و کلید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آمقان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان اسکو بعد از روستای اسکندان و قبل از روستای عنصرود واقع شدهاست.این روستا ۷۹۴ نفر جمعیت دارد.
💡 ابوالحسن نجفی در سال ۱۳۰۸ در نجف به دنیا آمد. به گفتهٔ خودش، او تنها عضو خانوادهٔ نجفی بود که در شهر نجف متولد شد، زیرا پدرش برای تحصیل علوم دینی به آن شهر رفته و مجتهد جامعالشرایط بود. برادرش، فضلالله نجفی، از جمله افسرانی بود که در واقعهٔ معروف به قیام افسران خراسان در تابستان ۱۳۲۴ به سرگرد اسکندانی پیوست و جان خود را در این راه گذاشت.