اربطه
لغت نامه دهخدا
( اربطة ) اربطة. [ اَ ب ِ طَ ] ( ع اِ ) ج ِ رباط. رجوع به رباط شود.
فرهنگ معین
(اَ بِ طِ ) [ ع. اربطة ] ( اِ. ) جِ رباط، کاروانسراها.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع: رباط کاروانسراها.
ویکی واژه
جِ رباط؛ کاروانسراها.
جمله سازی با اربطه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و شهر ابله که بر کنار نهر است و نهر بدان موسوم است شهری آبادان دیدم با قصرها و بازارها و مساجد و اربطه که آن را حد و وصف نتوان کرد و اصل شهر بر جانب شمال نهر بود و از جانب جنوب نیز محلتها و مساجد و اربطه و بازارها بود و بناهای عظیم بود چنان که از آن نزهتر در عالم نباشد و آن را شاطی عثمان میگفتند و شط بزرگ که آن فرات و دجله است و آن را شط العرب گویند بر مشرقی ابله است و نهر بر جنوبی و نهر ابله و نهر معقل به بصره به رسیدهاند و شرح آن در مقدمه گفته آمده است، و بصره را بیست ناحیت است که در هر ناحیت مبالغی دیهها و مزارع بود.