احتراف

لغت نامه دهخدا

احتراف. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) صاحب پیشه شدن. ( منتهی الارب ). پیشه ور شدن. ( تاج المصادر ). پیشه وری:
ای بسا شوخان ز اندک احتراف
زان شهان ناموخته جز گفت و لاف.مولوی.|| دانش. ( غیاث از لطائف ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] (مص ل. ) پیشه ور شدن، پیشه گرفتن.

فرهنگ فارسی

حرفه درپیش گرفتن، صاحب پیشه شدن، پیشه ورشدن، پیشه وری
صاحب پیشه شدن

ویکی واژه

پیشه ور شدن، پیشه گرفتن.

جمله سازی با احتراف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای بسا شوخان ز اندک احتراف از شهان ناموخته جز گفت و لاف

💡 هستم گدای دیر ولی نقد احتراف پاشم به پای مغبچه آنگه که سرخوشم

اسکالات یعنی چه؟
اسکالات یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز