آش پشت پا

مترادف‌ها

دردسر، بدشانسی

فرهنگ معین

( آش پشت پا ) (ش ِ پُ تِ ) (اِمر. ) آشی که پس از رفتن عزیزی به مسافرت درست می کنند و به فقرا می دهند.

ویکی واژه

آش‌پشت‌پا
(مجاز): آش رشته‌ای که بعد از رفتن مسافر، بستگان او به نیّت سلامت و خوشی او در سفر می‌پزند و میان خویشان و دیگران پخش می‌کنند. در اندیشه آش پشت‌پایی بودم که برایم خواهند پخت. «آل‌احمد»
آشی که پس از رفتن عزیزی به مسافرت درست می‌کنند و به فقرا می‌دهند.

جمله سازی با آش پشت پا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آشِ پشتِ پا نام گونه‌ای آش و سنتی ایرانی بین عامه است به این ترتیب که خانوادهٔ شخص مسافر، سه روز پس از رفتن او این آش را می‌پزند و به خویشاوندان، همسایگان یا فقیران می‌دهند و اعتقاد دارند برای مسافر شگون می‌آورد. به آئین و رسم پختن آش پشت پا، «پشت پاپزان» گفته می‌شود.

💡 پس از آنکه او تمام رازهای شرکت را به رقبا فاش کرد، همه متوجه شدند که او با انجام این کار، آش پشت پا به دوستانش داده است.

💡 در دنیای سیاست، گاهی متحدان قدیمی با انجام حرکات غافلگیرکننده، نوعی آش پشت پا به یکدیگر نشان می‌دهند که باعث فروپاشی ائتلاف‌ها می‌شود.

💡 او فکر می‌کرد با این نقشه، به موفقیت می‌رسد، اما در واقع با این کار داشت به تمام همراهان خود آش پشت پا می‌زد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران