آسوده کردن
مترادفها
راحت کردن، آرام کردن
متضادها
آزار دادن، مضطرب کردن
ویکی واژه
آسودهکردن
راحت کردن، آرام کردن. خیال کسی را راحت کردن. اقامت این امر ایشان را آسوده کرد. «حاجسیاح»
جمله سازی با آسوده کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به احسانی آسوده کردن دلی به از الف رکعت به هر منزلی