لغت نامه دهخدا
اذم. [ اَ ذَ ] ( اِ ) آنکه پژول پنهان شده باشد یا وارن از بسیاری گوشت.
اذم. [ اَ ذَ ] ( اِ ) آنکه پژول پنهان شده باشد یا وارن از بسیاری گوشت.
پهلوی
( = بشر، انسان ) این واژه در پارسی باستان adam ( =منم ) در سنسکریت: اَهَم aham و در سغدی آذم ãżam بوده و عبری یا عربی نیست و مترادف های پارسی آن اینهاست: پومان، جانتو jãntu ( سنسکریت ) مانوشیا ( سنسکریت )
این واژه اوستایی است که وارد عربی و دیگر زبان ها شده، اصل آن اَیودامَن است به معنای نخستین آفریده منابع.فرهنگ کوچک زبان پهلوی فرهنگ واژ های اوستا لغت نامه دهخدا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهر یک ز انبیاء حق بتعیین ز آذم جمله تا ختمالنبیین