لغت نامه دهخدا
( آخر کردن ) آخر کردن. [ خ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بپایان رسانیدن.
( آخر کردن ) آخر کردن. [ خ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بپایان رسانیدن.
آخرکردن
(قدیمی): به پایان رسانیدن. چون... سخن آخر کرد، عمامه خود را درست کرد. «جامی»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دردا که جدا کردند، دست از بدنش آخر کردند ز خون رنگین، ماه رخ سقا را
💡 جمعی که با هم اول بودند راست چون تیر در کینهٔ هم آخر کردند زه کمان را