ویکی واژه
آنکه رویی سرخ چون آتش دارد، و به مجاز، دارنده رویی سرخ و سفید؛ زیبارو. اَلا ای تُرک آتشرو ساقی/ به آب باده عقل از من فرو شوی. «سعدی»
آنکه رویی سرخ چون آتش دارد، و به مجاز، دارنده رویی سرخ و سفید؛ زیبارو. اَلا ای تُرک آتشرو ساقی/ به آب باده عقل از من فرو شوی. «سعدی»
💡 آتشروی از آیینهای قدیمی در مناطق گوناگون جهان بوده است.
💡 به زیرت بادپا اسبی جهانپیمای آتشرو جواندولت، مبارکپی، قویطالع، بلنداختر
💡 آناستناریا (یونانی: Αναστενάρια، بلغاری: Нестинарство)؛ یک آیین سنتی و مراسم آتشروی و رقص است که در برخی از روستاهای یونان شمالی و جنوب بلغارستان اجرا میشود.
💡 تولی بورکان، مؤلف آمریکایی در سده بیستم در سطح وسیع در آمریکا و اروپا آموزش آتشروی میداد تا از این طریق نشان دهد که این آیین یک امر فراطبیعی نیست، وی با تلاشهای خود باعث آشنایی مردم با این پدیده و محبوبیت آن در غرب شد.
💡 آتشروی در هند باستان رواج داشته و امروزه نیز از یونان گرفته تا چین و اقیانوسیه در برخی نقاط رواج دارد.
💡 حدیث خوبی این دلبران آتشروی مرا رواست، که آتش ز شعر تر بچکد