web pal
🌐 وب رفیق
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 غیررسمی، شخصی که از طریق اینترنت با او ملاقات و مکاتبه میکنید
جمله سازی با web pal
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 A web pal introduced me to a book that changed my year.
یکی از دوستان اینترنتیام کتابی را به من معرفی کرد که سال مرا تغییر داد.
💡 My web pal in Reykjavík sends weather photos like postcards.
دوست اینترنتی من در ریکیاویک عکسهای آب و هوا را مثل کارت پستال میفرستد.
💡 As a kid, having a web pal felt like holding a secret map.
در کودکی، داشتن یک دوست اینترنتی مثل نگه داشتن یک نقشه مخفی بود.