صفت (adjective)
📌 همچنین رو به کاهش؛ کاهش یابنده؛ تا حدی تقلیل یافته
📌 وانی
🌐 وانی
📌 همچنین رو به کاهش؛ کاهش یابنده؛ تا حدی تقلیل یافته
📌 وانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The singer gave a wany bow, gracious and a little spent.
خواننده تعظیمی کوتاه، مؤدبانه و کمی بیتفاوت کرد.
💡 A wany light filtered through frost, turning everything to soft graphite.
نوری کمفروغ از میان برفک عبور کرد و همه چیز را به گرافیتی نرم تبدیل کرد.
💡 A wany wash on the canvas made the figures feel like memory.
رنگ کمرنگی روی بوم، باعث میشد فیگورها مثل خاطره به نظر برسند.