vacuolation
🌐 واکوئله شدن
اسم (noun)
📌 تشکیل واکوئل ها.
📌 حالت واکوئله بودن.
📌 سیستمی از واکوئلها.
جمله سازی با vacuolation
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Reducing osmotic shock minimized vacuolation during the experiment.
کاهش شوک اسمزی، واکوئله شدن را در طول آزمایش به حداقل رساند.
💡 Pathologists linked neuronal vacuolation to rapid onset of symptoms.
آسیبشناسان، واکوئله شدن نورونها را با شروع سریع علائم مرتبط دانستند.
💡 Electron micrographs showed widespread vacuolation after toxin exposure.
تصاویر میکروسکوپ الکترونی، واکوئله شدن گسترده را پس از قرار گرفتن در معرض سم نشان دادند.