urticant
🌐 کهیر
گزنهمانند، کهیرزا؛ مادهای که روی پوست سوزش و دانههای قرمز (مثل گزنه) ایجاد میکند.
صفت (adjective)
📌 ایجاد احساس سوزش یا خارش.
جمله سازی با urticant
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 An urticant jellyfish left a rash along the swimmer’s arm.
یک عروس دریایی کهیردار، بثوراتی روی بازوی شناگر ایجاد کرد.
💡 Botanists cataloged urticant hairs across several genera.
گیاهشناسان موهای کهیر را در چندین جنس فهرستبندی کردند.
💡 The label warned that fumes can act as an urticant.
این برچسب هشدار میداد که بخارات میتوانند مانند یک کهیرزا عمل کنند.