undescended
🌐 فرود نیامده
صفت (adjective)
📌 (بیضه) از حفره شکم به داخل کیسه بیضه نزول نکرده باشد.
جمله سازی با undescended
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 This is a condition where a male infant is born with one testis or both testes undescended.
این وضعیتی است که در آن نوزاد پسر با یک بیضه یا هر دو بیضه نزول نکرده متولد میشود.
💡 An undescended organ sometimes reveals itself only on imaging.
یک عضو نزول نکرده گاهی اوقات فقط در تصویربرداری خود را نشان میدهد.
💡 As a result, the panthers often suffer from misshapen tails, heart defects, undescended testicles and joint disease.
در نتیجه، این پلنگها اغلب از دمهای بدشکل، نقصهای قلبی، بیضههای نزول نکرده و بیماریهای مفصلی رنج میبرند.
💡 Studies suggest that around 10% of infertile men have a history of an undescended testicle.
مطالعات نشان میدهد که حدود ۱۰٪ از مردان نابارور سابقهی بیضهی نزول نکرده دارند.
💡 The vet treated a pup with an undescended canine tooth.
دامپزشک توله سگی را که دندان نیشش بیرون نزده بود، درمان کرد.
💡 Surgeons monitor undescended testes to prevent long-term complications.
جراحان بیضههای نزول نکرده را برای جلوگیری از عوارض طولانی مدت تحت نظر دارند.