unpleasantness

🌐 ناخوشایندی

unpleasantness؛ «ناخوشی، دلخوری، ناسازگاری»؛ اغلب مؤدبانه به‌جای «دعوا، جرّ و بحث».

دیکشنری انگلیسی به فارسی

📌 حالت یا کیفیت ناخوشایند بودن

📌 یک رویداد، موقعیت و غیره ناخوشایند

📌 اختلاف یا نزاع

جمله سازی با unpleasantness

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 A tiny schedule slip bloomed into unˈpleasantness when no one named it.

یک اشتباه کوچک در برنامه‌ی کاری وقتی کسی آن را جدی نگرفت، تبدیل به یک اتفاق ناخوشایند شد.

💡 They handled the unˈpleasantness in private and returned with a plan.

آنها این اتفاق ناخوشایند را به صورت خصوصی مدیریت کردند و با یک نقشه برگشتند.

💡 To avoid unˈpleasantness, we wrote the refund policy in large, friendly type.

برای جلوگیری از هرگونه ناراحتی، ما سیاست بازپرداخت را با حروف بزرگ و خوانا نوشتیم.