ultraminiature

🌐 فوق مینیاتوری

فوق‌العاده ریز/کوچک؛ به‌ویژه در الکترونیک، قطعات/مدارهایی که اندازهٔ بسیار کوچکی دارند (نسخهٔ خیلی فشردهٔ «miniature»).

صفت (adjective)

📌 زیرمینیاتور

جمله سازی با ultraminiature

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ultraminiature connectors hid comfortably inside the prosthetic’s wrist.

رابط‌های فوق مینیاتوری به راحتی درون مچ دست مصنوعی پنهان می‌شدند.

💡 We routed ultraminiature cables through gaps no bigger than a comma.

ما کابل‌های فوق مینیاتوری را از میان شکاف‌هایی به اندازه یک ویرگول عبور دادیم.

💡 The ultraminiature camera made wildlife curious instead of wary.

دوربین فوق مینیاتوری، حیات وحش را به جای محتاط بودن، کنجکاو کرد.