trendify
🌐 ترندسازی
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 (tr) مطابق مد روز ارائه دادن؛ مطابق با روندهای فعلی بازسازی کردن
جمله سازی با trendify
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Don’t trendify the UI so much that core users feel lost.
رابط کاربری را آنقدر مُد روز نکنید که کاربران اصلی احساس سردرگمی کنند.
💡 The branding team tried to trendify a venerable product without losing trust.
تیم برندسازی تلاش کرد بدون از دست دادن اعتماد، یک محصول ارزشمند را به یک ترند تبدیل کند.
💡 Sneakerhead forums can trendify obscure models overnight.
انجمنهای طرفداران کفشهای کتانی میتوانند مدلهای گمنام را یک شبه ترند کنند.