transmittancy

🌐 عبوردهی

همان transmittance؛ شکل کمتررایج از واژه برای «ضریب عبور».

دیکشنری انگلیسی به فارسی

📌 فیزیک، معیاری از میزان عبور تابش توسط یک محلول. این مقدار برابر است با نسبت عبور تابش از محلول به عبور تابش از یک حلال خالص با همان ابعاد.

جمله سازی با transmittancy

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 Confusion over transmittancy arises when units are omitted.

سردرگمی در مورد میزان عبور نور زمانی ایجاد می‌شود که واحدها حذف شوند.

💡 The chart labels transmittancy on a 0–100 scale for clarity.

نمودار برای وضوح بیشتر، میزان عبور نور را در مقیاس ۰ تا ۱۰۰ نشان می‌دهد.

💡 Some older papers report transmittancy instead of transmittance.

برخی از مقالات قدیمی‌تر به جای عبور، عبورپذیری را گزارش می‌کنند.