tranfd.

🌐 انتقال.

مخففِ transferred (مثل transfd. to page 10 = منتقل شد به صفحهٔ ۱۰).

مخفف (abbreviation)

📌 منتقل شده.

جمله سازی با tranfd.

💡 We found equipment tranfd. last quarter without updated serials.

ما در سه‌ماهه گذشته متوجه شدیم که تجهیزات بدون سریال به‌روزرسانی شده منتقل شده‌اند.

💡 The ledger marked the asset tranfd. to the regional office on June 3.

دفتر کل، انتقال دارایی به دفتر منطقه‌ای را در تاریخ ۳ ژوئن علامت‌گذاری کرد.

💡 Any item tranfd. must be reconciled against the inventory report.

هر کالایی که منتقل می‌شود باید با گزارش موجودی کالا تطبیق داده شود.