touse

🌐 توس

به‌هم مالیدن، درهم‌کردن (مو/لباس)؛ ژولیده و نامنظم کردن.

فعل (با مفعول استفاده می‌شود) (verb (used with object))

📌 با خشونت رفتار کردن؛ آشفته و پریشان کردن

فعل (بدون مفعول استفاده می‌شود) (verb (used without object))

📌 مبارزه کردن؛ کشمکش کردن

اسم (noun)

📌 غوغا؛ همهمه

جمله سازی با touse

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 Wind began to touse the tent as clouds closed in.

با نزدیک شدن ابرها، باد شروع به وزیدن کرد.

💡 Researchers have previously found that when people recycle, they feel entitled touse more resources and produce more waste.

محققان پیش از این دریافته بودند که وقتی مردم بازیافت می‌کنند، احساس می‌کنند که حق دارند از منابع بیشتری استفاده کنند و زباله بیشتری تولید کنند.

💡 Another time, Jones had touse American slang to get out of a tough spot.

یک بار دیگر، جونز مجبور شد برای خلاص شدن از یک موقعیت دشوار از اصطلاحات عامیانه آمریکایی استفاده کند.

💡 The Wizards wanted to make sure Pierce was ready for the second season, when they will need him touse his invaluable experience for the moments he cherishes most.

ویزاردز می‌خواست مطمئن شود که پیرس برای فصل دوم آماده است، زمانی که به او نیاز دارند تا از تجربه ارزشمندش برای لحظاتی که بیش از همه برایش عزیز است، استفاده کند.

💡 Stylists touse clean hair to dodge that helmet look.

آرایشگران برای جلوگیری از ظاهر شدن مدل کلاه کاسکت، از موهای تمیز استفاده می‌کنند.

💡 The following is a good specimen of the class:— De Saint Quentin a Cambrai Chevalchoie l'autre jour; Les un boisson esgardai, Touse i vi de bel atour.

نمونه زیر نمونه خوبی از این کلاس است:- De Saint Quentin a Cambrai Chevalchoie l'autre jour; Les un boisson esgardai، Touse i vi de bel atour.

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز