tomogram
🌐 توموگرافی
اسم (noun)
📌 تصویر ثبت شده توسط توموگرافی.
جمله سازی با tomogram
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Bottom: slices through the tomogram.
پایین: برشهایی از توموگرافی.
💡 Bottom: slices through the tomogram.
پایین: برشهایی از توموگرافی.
💡 Researchers stitched the tomogram images into a 3D model for surgical planning.
محققان تصاویر توموگرافی را برای برنامهریزی جراحی به یک مدل سهبعدی تبدیل کردند.
💡 A high-resolution tomogram revealed hidden fractures missed by plain films.
یک توموگرافی با وضوح بالا، شکستگیهای پنهانی را که در عکسهای ساده دیده نمیشد، آشکار کرد.
💡 The radiologist compared each tomogram slice to track subtle changes in the lesion.
رادیولوژیست هر برش توموگرافی را برای ردیابی تغییرات ظریف در ضایعه مقایسه کرد.
💡 Bottom: slices through the tomogram.
پایین: برشهایی از توموگرافی.