supernaturalize

🌐 ماوراءالطبیعه کردن

ماورایی کردن / جنبه‌ی ماوراءالطبیعه دادن؛ چیزی را به‌شکل ماورایی تفسیر کردن یا آن را به سطحی فراطبیعی بالا بردن (در تفسیر مذهبی/ادبی).

فعل (با مفعول استفاده می‌شود) (verb (used with object))

📌 ماوراءالطبیعه کردن؛ به چیزی شخصیت یا ویژگی‌های ماوراءالطبیعه دادن

📌 ماوراءالطبیعه دانستن یا تفسیر کردن.

جمله سازی با supernaturalize

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 Painters sometimes supernaturalize portraits with halos and impossible light.

نقاشان گاهی اوقات با هاله‌ها و نورهای غیرممکن، پرتره‌ها را ماوراءالطبیعه جلوه می‌دهند.

💡 The transition of races; in the future the Saxon will supernaturalize the natural, the Latin-Celts will naturalize the supernatural.

گذار نژادها؛ در آینده، ساکسون‌ها امر طبیعی را ماوراءالطبیعه جلوه خواهند داد، و سلت‌های لاتین، امر ماوراءالطبیعه را طبیعی جلوه خواهند داد.

💡 And the work of man is to supernaturalize Nature—that is to say, to make it divine by making it human, to help it to become conscious of itself, in short.

و کار انسان ماوراءالطبیعه کردن طبیعت است - یعنی با انسانی کردن آن، آن را الهی کردن، و به طور خلاصه کمک به آن برای آگاه شدن از خود.

💡 Folklore can supernaturalize ordinary places with tales of guardians and curses.

فولکلور می‌تواند مکان‌های عادی را با داستان‌هایی از نگهبانان و نفرین‌ها، به امری ماوراءالطبیعه تبدیل کند.

💡 We shouldn’t supernaturalize coincidences when good data offers answers.

وقتی داده‌های خوب پاسخ‌هایی ارائه می‌دهند، نباید تصادف‌ها را ماوراءالطبیعه جلوه دهیم.