sulphurize

🌐 گوگرد دار کردن

همان sulphurise (امریكایی/جایگزین)؛ گوگرددار کردن، به گوگرد آلودن.

دیکشنری انگلیسی به فارسی

📌 (tr) با گوگرد یا یک ترکیب گوگردی ترکیب کردن یا عمل آوردن

جمله سازی با sulphurize

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 Some processors sulphurize dried apricots to maintain color.

برخی از فرآوری‌کنندگان، زردآلوهای خشک را گوگردی می‌کنند تا رنگ آنها حفظ شود.

💡 They chose not to sulphurize because customers preferred additive-free fruit.

آنها تصمیم گرفتند گوگرد نزنند زیرا مشتریان میوه‌های بدون افزودنی را ترجیح می‌دادند.

💡 Do not sulphurize the sample if the test requires unaltered phenolics.

اگر آزمایش به فنولیک‌های بدون تغییر نیاز دارد، نمونه را گوگردی نکنید.