solidarize

🌐 همبستگی کردن

همبسته شدن، اعلام همبستگی کردن؛ خود را در یک صف با گروهی قرار دادن و از آنها حمایت کردن.

فعل (بدون مفعول استفاده می‌شود) (verb (used without object))

📌 متحد شدن یا گرد هم آمدن؛ محکم و استوار شدن

جمله سازی با solidarize

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 We can solidarize across departments when values align.

وقتی ارزش‌ها همسو باشند، می‌توانیم بین بخش‌های مختلف اتحاد ایجاد کنیم.

💡 Communities solidarize quickly after floods, sharing tools and food.

جوامع پس از سیل به سرعت با هم متحد می‌شوند و ابزار و غذا را به اشتراک می‌گذارند.

💡 Artists chose to solidarize with striking teachers by donating ticket sales.

هنرمندان تصمیم گرفتند با اهدای درآمد حاصل از فروش بلیط، با معلمان اعتصاب‌کننده ابراز همبستگی کنند.