semioviparous
🌐 نیمه تخم گذار
صفت (adjective)
📌 مانند یک کیسهدار، در حالت رشد ناقص بچه به دنیا میآورد.
جمله سازی با semioviparous
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Papers debated whether the lizard was semioviparous or simply unusual.
مقالات در مورد اینکه آیا این مارمولک نیمه تخمگذار بوده یا صرفاً غیرمعمول، بحث میکردند.
💡 The semioviparous reptile birthed hatchlings ready to sprint.
این خزنده نیمه تخمگذار، جوجههایی را به دنیا آورد که آماده دویدن بودند.