remorseless
🌐 بیرحم
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 بدون پشیمانی، ترحم یا دلسوزی
📌 از شدت آن کاسته نمیشود؛ بیوقفه
جمله سازی با remorseless
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The critic’s reˈmorseless metaphor sliced the play in half; the cast regrouped and revised mercilessly.
استعارهی بیرحمانهی منتقد، نمایش را به دو نیم تقسیم کرد؛ بازیگران دوباره گرد هم آمدند و بیرحمانه آن را اصلاح کردند.
💡 The storm was reˈmorseless, yet neighbors kept showing up with soup and shovels.
طوفان بیرحم بود، اما همسایهها مدام با سوپ و بیل از راه میرسیدند.
💡 A reˈmorseless schedule breaks talent faster than competition ever could.
یک برنامهی بیرحمانه، استعدادها را سریعتر از هر رقابت دیگری از بین میبرد.