physiometry
🌐 فیزیومتری
اسم (noun)
📌 اندازهگیری عملکردهای فیزیولوژیکی بدن
جمله سازی با physiometry
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The clinic’s physiometry suite measures lung volumes and flow rates that symptoms alone can’t describe.
واحد فیزیومتری کلینیک، حجمها و سرعتهای جریان ریه را اندازهگیری میکند که علائم به تنهایی نمیتوانند آنها را توصیف کنند.
💡 In ergonomics, physiometry helps design tools that fit hands and workloads without strain.
در ارگونومی، فیزیومتری به طراحی ابزارهایی کمک میکند که بدون فشار، با دستها و حجم کار متناسب باشند.
💡 Researchers used physiometry to track recovery curves after altitude exposure.
محققان از فیزیومتری برای ردیابی منحنیهای بهبودی پس از قرار گرفتن در معرض ارتفاع استفاده کردند.