multiply-connected
🌐 ضرب متصل
صفت (adjective)
📌 متصل اما نه صرفاً متصل.
جمله سازی با multiply-connected
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The algorithm handled multiply connected masks by tracking contours and nesting levels.
این الگوریتم، ماسکهای متصل چندگانه را با ردیابی خطوط تراز و سطوح تودرتو مدیریت میکرد.
💡 Fluid flow around a multiply connected region requires careful boundary conditions for each hole.
جریان سیال در اطراف یک ناحیه با اتصال چندگانه، نیازمند شرایط مرزی دقیقی برای هر سوراخ است.
💡 A donut is multiply connected, a friendly gateway to topology for hungry minds.
یک دونات به صورت چند اتصالی است، دروازهای دوستانه به توپولوژی برای ذهنهای گرسنه.