multilocation

🌐 چند مکانی

چندمحلّه، چندمکانی؛ فعالیت یا شرکتی که در چند محل یا چند سایت مختلف مستقر است؛ مثلاً «شرکت چندمکانی» با شعب متعدد.

اسم (noun)

📌 حالت یا قدرت حضور در بیش از دو مکان به طور همزمان

جمله سازی با multilocation

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 Two multilocation search warrants were served.

دو حکم تفتیش چند مکانی صادر شد.

💡 A multilocation warehouse strategy cushioned supply shocks better than any single giant facility.

یک استراتژی انبار چند مکانی، شوک‌های عرضه را بهتر از هر تأسیسات غول‌پیکر منفردی کاهش داد.

💡 Our multilocation study standardized protocols so data remained comparable despite wildly different field conditions.

مطالعه چندمکانی ما پروتکل‌های استانداردی را تدوین کرد، بنابراین داده‌ها با وجود شرایط میدانی بسیار متفاوت، قابل مقایسه باقی ماندند.

💡 The rehearsal operated as a multilocation livestream, stitching choirs together across time zones.

این تمرین به صورت پخش زنده چند مکانی اجرا شد و گروه‌های کر را در مناطق زمانی مختلف به هم پیوند می‌داد.